استفتائات برگزیده
اخیراً در فضای مجازی اصواتی به عنوان مواد مخدر شنیداری انتشار یافته که شنیدن آنان اثراتی همانند و بلکه بیشتر از مواد مخدر و مشروبات الکلی دارند با این اوصاف ؟ 1- آیا شنیدن این اصوات دارای حرمت شرعی می باشد ؟ 2- در صورت بروز حالت نامتعارف ناهوشیاری و نابهنجاری( ناشی از گوش دادن )، آیا اعمال مجازات شرعی (حد یا تعزیر) صحیح می باشد ؟
بنا بر نظر معظم له؛ بر فرض وجود خارجی چنین اصواتی که دارای اثرات مذکور باشد، شنیدن آن اصوات حرام است و دارای تعذیر می باشد.
اگر کسی مرتد شود و سپس مسلمان شود، آیا قضای نمازهای آن مدت که مرتد بوده بر او واجب است ؟
طبق فتوای معظم له، قضای نمازهای آن مدت واجب است.
اینجانبان متصدی و کارگزار و زمامدار و مجلس دار عزاداری در تکیه ای در یکی از شهرستان ها هستیم. حسب الوظیفه تصمیم بر این داشتیم که چندین شب عزاداری اباعبدالله الحسین (علیه السلام) را در تکیه بر پا کنیم، عده ای با آوردن این بهانه که اگر مراسم برگزار شود، موجب تبعات و گناه می شود مثلاً افراد فاسد چشم چرانی می کنند یا محتمل است که اشخاصی از این مراسمات سوء استفاده و گناه کنند، پیشنهاد به تعطیلی عزاداری اباعبدالله (علیه السلام) داده اند. آیا اینکه ممکن است بر حسب برگزاری عزاداری در حسینیه احتمالاً عده ای فاسق در این مجلس هم حضور یابند و گناه خود را انجام دهند بر ما که متصدی و کارگردان عزاداری هستیم، حجیت دارد که عزاداری را منحل کنیم؟ حکم واجب بر ما چیست؟
این نوع احتمال دادن خود یک وسوسه شیطانی است. برپایی شعائر حسینی و مراسم عزاداری اهل بیت (علیهم السلام) از اهم امور دینی است و بهتر است که از ورود این افراد به دسته عزاداری و هیئت منع نکنید و راه نصیحت و اصلاح ایشان را با کلمات شایسته و رفتار محبت آمیز در پیش گیرید.
اگر زنی به صورت چند ماهه صیغه مردی شده و سپس نخواهد به رابطه ادامه دهد، آیا می تواند مهریه خود را ببخشد یا مهری که گرفته را پس دهد و خود را یک طرفه از زوجیت مرد برهاند یا اینکه اتمام رابطه زوجیت موقت، منحصر به اتمام مدت یا بذل مدت توسط مرد است و ربطی به بذل مهریه یا استرداد آن ندارد؟
عقد موقت تنها به وسیله تمام شدن مدت و یا بذل مدت توسط زوج فسخ می شود، مگر آنکه در ضمن عقد، وکالت در بذل مدت از مرد گرفته شده باشد.
حکم شرعی کسی که نسبت محرمیت (ادعای زوجیت) و ادعای ارث را به صورت غیر واقعی به شخص دیگری بدهد، چیست؟
اثبات موضوع شرعی مانند زوجیت، نیازمند به بینه شرعی (شهادت دو نفر عادل) دارد.
در صورتی که بین زن و شوهری ملاعنه رخ دهد و شوهر نفی ولد کند.
1ـ رابطه محرمیت این کودک با ملاعن چگونه است؟ آیا در صورتی که کودک دختر باشد، در آینده می تواند با او ازدواج کند؟
2ـ رابطه محرمیت این کودک با بستگان نسبی و رضاعی و سببی مرد لاعن چگونه است؟ آیا می تواند این دختر با برادران مرد لاعن یا پدران او ازدواج کند؟
3ـ در صورتیکه مرد پس از ملاعنه و نفی ولد پشیمان گردد و رجوع کند، رابطه محرمیت این کودک با ملاعن و بستگان نسبی و رضاعی و سببی این مرد چگونه است؟
1) این کودک با ملاعن محرم است و نمی تواند با او ازدواج کند.
2) این کودک با بستگان مرد ملاعن محرم نیست و می تواند با آن ها ازدواج کند.
3) در صورتیکه واقعاً فرزند این مرد باشد یعنی مرد بین خود و خدای خود او را فرزند خود می داند، با بستگان آن مرد نیز محرم است.
همانگونه كه استحضار داريد در روزهای ماه محرم اغلب افراد نسبت به پخش نذری از قبيل شير، شربت و اطعام اقدام می نمايند. با عنايت به خشكسالی بوجود آمده، می خواستيم اين نذورات را در غالب جيره خشک غذايی و آب معدنی به آن منطقه ارسال نمائيم كه عده ای مردد هستند كه آيا از نظر شرعی صحيح می باشد يا خير، فلذا از آن مرجع عاليقدر تقاضا داشته تا حكم شرعی را بيان فرمايند.
چنانچه صیغه خاص نذر ـ که در رساله علمیه ذکر شده ـ خوانده باشد، واجب است در همان مصرف نذر که نامبرده شده، مصرف نمایند؛ لیکن اگر صیغه خاص نذر خوانده نشده باشد، جایز است در قالب جیره غذائی و آب معدنی و ... مصرف شود.
آیا انجام تغییرات ساختمانی در بنای مسجدی که واقف طبق وقف‌نامه و اسناد رسمی و محضری، تنها بنام مسجد وقف نموده ولاغیر؛ و اجاره دادن فضای آشپزخانه و زیرزمین و... آن مسجد، برای انجام امور اقتصادی و تجاری و درآمدزایی (کترینگ و تهیه و عرضه غذا و نوشیدنی)، جایز است؟
چنانچه واقف تصریح نموده باشد که نباید بناهای مذکور را برای انجام امور اقتصادی و تجاری و غیره اجاره داد؛ در این صورت جایز نیست وگرنه اشکالی ندارد.
1ـ استفاده از دستگاه موسیقی سنتی که در سالیان گذشته تا به امروز به صورت ساز و دهل مخصوص مراسم تعزیه خوانی بوده و احیای این شعیره را به دنبال دارد، چه حکمی دارد؟ 2 ـ استفاده از لباس طرح قدیم مخصوص شبیه خوان های مرد در نقش زن در تعزیه که به صورت چادر های عربی قدیمی (قجری) و روبند های مخصوص(برقه) به منطقه استان هرمزگان بوده، چه حکمی دارد؟ 3 ـ آیا اجرای مجلسی در وصف عروسی حضرت قاسم که به صورت حزین برگزار می گردد، محل اشکال است یا تایید؟
1) چنانچه آن موسیقی مناسب مجالس اهل فسق و فجور نباشد و موجب هتک حرمت شعائر حسینی نشود، اشکال ندارد؛ اما اگر مناسب مجالس فسق و فجور باشد و یا مناسب مجالس عزاداری نباشد، اشکال دارد.
2) اشکال ندارد.
3) اگر این عمل مستند به یکی از کتب مقتل باشد و با رعایت حرمت شعائر باشد، اشکال ندارد.
اگر قاتل در قتل عمد قبل از قصاص و استیذان از حاکم برای قصاص فوت کند و در میان ورثه مقتول صغار باشد با توجه به حرمت هدر دمای مسلمین و عمومات دال بر احترام به دم، آیا می توان از ماترک قاتل دیه مطالبه کرد؟
بله، دیه از ماترک میت برداشته می شود.
حق طلاق
سوال :

در عقدنامه نکاح، شرط ضمن عقد شده که اگر زوج همسر دیگری بدون رضایت زوجه اختیار کند، حق طلاق برای زوجه ایجاد گردد، حال اگر زوج اقدام به عقد موقت نماید، آیا مشمول این شرط است یا این شرط منصرف به عقد دائمی است و شامل عقد موقت و صیغه نمی شود؟

جواب :

ظاهراً چنین شرطی مطلق است و شامل عقد موقت هم می شود؛ مگر قرینه ای بر انصراف به عقد دائم باشد.

طلاق خلع
سوال :

اینجانب به علت تهدیدهای مکرر و همیشگی همسرم بعد از گذشت چهار سال از ازدواجم، اقدام به بخشش کل مهریه خود به میزان صد و چهارده سکه تمام بهار آزادی در قبال طلاق توافقی و خلعی در حق وی نموده ام. تا اینکه پس از اجرای صیغه طلاق و مطالبه طلاق نامه و پرس و جو مطلع شده ام که از رجوع خود به مابذل نیز نادانسته و نفهمیده و بدون این که از معنی این واژه و تبعات این کار مطلع باشم، صرف نظر نموده ام. حال با عنایت به شرح ماوقع از آن مرجع عالیقدر سؤالاتی دارم:


1- آیا اساساً از نظر موازین شرعی، رجوع به ما بذل حکم تلقی می گردد یا حق است؟


2- آیا در زمان اخذ گواهی عدم امکان سازش و اجرای صیغه طلاق توافقی، رجوع به مابذل از سوی زوجه قابل اسقاط است یا خیر؟


3- در صورت حکم تلقی شدن رجوع به مابذل و قابل اسقاط نبودن آن از سوی زوجه در زمان اخذ گواهی عدم امکان سازش و اجرای صیغه طلاق خلقی توافقی، فرصت زمانی که اینجانب برای رجوع به مابذل و مطالبه مهریه خود دارم، چقدر است؟

جواب :

1) رجوع به مابذل در طلاق خلعی، حکم است.


2) قابل اسقاط نیست.


3) فرصت تا زمان انتهای عده است.

طلاق
سوال :

آيا طلاق با ثبوت عسر و حرج و تشخيص آن توسط قاضی در صورتی که زوجه مهریه خود را نبخشد از نوع بائن است یا رجعی و صیغه آن طبق نظر معظم له چیست؟

جواب :

طلاق حاکم از نوع بائن است و چنانچه طلاق از باب شرط وکالت زوجه در حق طلاق خود باشد لازم است سر دفتر به نیابت از زوجه که وکالت از زوج دارد طلاق را اجرا کند و مثلاً بگوید (عن قِبل موکلتی فاطمة زوجة أحمد هی طالق) و یا (فاطمة موکلتی هی طالق) و چنانچه طلاق از باب ولایت و حکم حاکم باشد به نیابت ازحاکم و وکالت از او طلاق را اجرا کرده و مثلاً بگوید (عن قبل الحاکم فاطمة زوجة أحمد هی طالق).

طلاق خلعی
سوال :

اگر در طلاق خلعی توافقی در داگاه، زن حق رجوع به مابذل در ایام عده شرعی را از خود اسقاط نماید:


1- چنین توافق و شرطی صحیح است؟


2- اگر سردفتر چنین طلاقی را در حضور عدلین اجرا نماید، طلاق صحیح بوده است؟

جواب :

1) چنانچه شرط عدم رجوع زوجه از بذل مهر به صورت شرط نتیجه بوده (به این صورت که حق رجوع در بذل نداشته باشد) نافذ نیست زیرا که خلاف شرع است، ولی اگر به صورت شرط فعل باشد (به این صورت که عملاً رجوع نکند) نافذ است ولیکن اگر رجوع کند و زوج هم علم به آن پیدا کند در زمان عده صحیح است و طلاق رجعی می شود.


2) اگر شرط عدم رجوع به صورت شرط فعل بوده، اجرای طلاق صحیح می باشد ولیکن در صورت رجوع کردن از بذل و علم زوج به آن در عده، طلاق رجعی می شود.

طلاق خلعی توافقی
سوال :

اگر در طلاق خلعی توافقی در دادگاه، زن حق رجوع به ما بذل در ایام عده شرعی را از خود اسقاط نماید:


1- آیا چنین توافق و شرطی صحیح است؟


2- آیا اگر سردفتر چنین طلاقی را در حضور عدلین اجرا نماید، طلاق صحیح بوده است؟

جواب :

1) حق رجوع زن، حکم شرعی است و قابل اسقاط نمی باشد.


2) طلاق علی کل حال صحیح است؛ لیکن حق رجوع هم برای زن باقی است و اگر رجوع کند، طلاق مبدل به رجعی می شود.

رجوع از بذل مهريه
سوال :

با بذل مهريه از طرف زوجه و اخذ رضايت زوج، صيغه شرعی طلاق جاری شده و مراحل قانونی آن نيز به پايان رسيده است. قبل از اتمام عده طلاق، زوجه به ما بذل رجوع نموده است، بدون آنكه زوج از اين رجوع اطلاع پيدا كند. با عنايت به آنكه زوجه پس از اتمام عده، اقدام به مطالبه مهريه خود كه از بذل آن رجوع نموده كرده است، آيا بر اين رجوع كه بدون اطلاع زوج صورت پذيرفته است اثری مترتب می باشد؟ به عبارت ديگر آيا زوجه با اين رجوع، استحقاق مهريه را مجدداً پيدا می كند؟

جواب :

در فرض مسئله، چنین رجوعی از جانب زوجه لغو می باشد و اثری بر آن مترتب نیست و زوجه استحقاق مهریه را پیدا نمی کند.

طلاق خلع
سوال :

با توجه به مسئله 1487 جلد دوم منهاج الصالحین در باب طلاق خلع و مبارات در صورت اجرای طلاق خلعی، با حصول رجوع زن مختلعه به مبذول در اثنای مدت عده و اعلام و اطلاع آن مرد و با عدم رجوع مرد به نکاح سابق در مدت باقی مانده عده، بدون وجود هیچگونه مانع شرعی، آیا زن مستحق مبذول می باشد و حق مطالبه آن را دارد؟

جواب :

بله، حق مطالبه دارد.

طلاق
سوال : اینجانب یک سال قبل با پسر مسلمانی ازدواج نمودیم و بسیار به هم عشق و علاقه داشتیم و شوهرم از همه جهت سالم و موفق بود . اما اخیرا مطلع شدم که شوهرم مدتها قبل در اثر انجام عمل جراحی بیضه سمت چپ خود را از دست داده است که به طور مشهور و بدیهی از راه و مسیر طبیعی و عادی باروری و توالد و تناسل غیر ممکن است اگر چه شوهرم می گوید باید پنج سال به طور مشترک با هم زندگی کنیم و معتقد است که به مرور زمان به حالت سابق بر می گردد اکنون با عنایت به شرح فوق و این مهم که باروری از طریق غیر طبیعی خصوصا برای زنان مشکل و خطرناک است اکنون سؤال این است که با توجه به شرح واقعی فوق آیا عسر و حرج شرعی و حق تقاضای طلاق برای اینجانب ثابت است یا خیر؟
جواب : به صرف امر فوق الذکر مجوز عسر و حرج نوعا محقق نمی شود و به فضل و رحمت پروردگار امید وار باشید و در امر درخواست طلاق، شتاب نکنید.
تفریق جسمانی
سوال : با احترام به استحضار می رساند با توجه به رشد فزاینده طلاق ، و اینکه کارشناسان خبره در حقوق خانواده معتقدند بیش از 50 درصد زوج های جدا شده در کمتر از یک سال بعد از طلاق پشیمان می شوند ولی با توجه به جاری شدن طلاق و دخالت های اطرافیان و مشکلات موجود، شرایط برگشت به زندگی فراهم نمی شود وتنها تعداد معدودی از آنان به زندگی قبلی بر می گردند، اکثر این افراد به معضل اجتماعی تبدیل می شوند و از آن پس زندگی را به صورت مجردی ادامه می دهند که نوع نگاه به آنها طعمه های جنسی و ... است. حتی وجود چند میلیون مطلّقه در کشور خانواده های سالم را هم تهدید و دچار تزلزل می کند.
برخی کشور ها نهادی بنام تفریق "جسمانی" مشابه آنچه در شرع مقدس به عنوان طلاق رجعی مطرح است تأسیس کرده اند که طبق نظر دادگاه در صورت بروز اختلاف خانوادگی و فاحش و توأم با عسر و حرج به مدت 3 تا 5 سال حکم تفریق جسمانی می دهند یعنی با وجود بقاء علقه زوجیت، زوجه را الزام به تفریق می کنند تا فهم درستی از طلاق و عواقب آن پیدا کند و اگر بعد از اتمام زمان ، تمایل به بازگشت به زندگی مشترک حاصل شد با حکم دادگاه بر می گردند و اگر هم به نتیجه نرسیدند نهایتاً با حکم دادگاه طلاق عملی صادر می شود. واین نهاد در کاهش طلاق در آن کشورها موفق بوده و در صد قال توجهی از طلاق را از بین برده است. با توجه به مشکلات طلاق های موجود و افزایش روز افزون آن خواهشمند است پاسخ موارد ذیل را مشخص فرمایید:
1. با توجه به مفاسد بسیار زیاد طلاق و مصلحت عمومی جامعه اسلامی ، آیا حکومت اسلامی می تواند برای جلوگیری از این مفاسد زوجین را به تفریق جسمانی الزام کند؟
2. آیا بر اساس نیاز شدید و مصلحت عمومی جامعه و لزوم پیدا کردن راه حل مناسب برای طلاق در فقه شیعه می توان در عدّه طلاق رجعی زوجین را به همین مدت از هم دور نگه داشت تا درک درستی از طلاق و عواقب بعد از آن پیدا کنند ( مثل قطع ارتباط جنسی و حکم به مسکن جداگانه و عدم الزام پرداخت نفقه در این مدت)؟ آیا با رضایت زوجین و نظر دادگاه امکان افزایش عده در طلاق رجعی به بیش از مدت عدّه وجود دارد؟
جواب : 1. الزام زوجین بر تفریق جسمانی فی نفسه جایز نیست ولی چنانچه محاکم ذی صلاح در موارد خاص احراز کنند که اصلاح زندگی آنها بر این امر متوقف است ، اشکال ندارد.
2. دور نگه داشتن زوجین در عده طلاق رجعی و افزایش عده مشروع نیست.
وکالت در طلاق
سوال : با توجه به مشکلات پیش آمده در زندگی شخصی مشترک سی ساله با همسرم ، ایشان برای حل مشکل، خانمی از اقوام را بعنوان حَکـَم تعیین کردند. بعد از چندین جلسه مذاکره، حَکـَم به من توصیه کردند جهت دلگرمی همسرم به زندگی، سه دانگ از منزل شخصی ام را بنام همسرم نمایم و وکالت حق طلاق نیز صادر و بعنوان امانت در نزد حَکـَم قرار دهم و ایشان نیز آنرا به هیچ وجه به همسرم تحویل ندهد، اینجانب ضمن بنام کردن سه دانگ از آپارتمان مسکونی بنام همسرم، نسبت به صدور وکالت حق طلاق اقدام و به حَکـَم بعنوان امانت تحویل دادم و ایشان امانتداری کرده و تا کنون آنرا تحویل همسرم نداده اند.
متاسفانه همسرم با بدست آوردن آدرس دفترخانه و مراجعه به آن رأساً اقدام به دریافت یک نسخه از وکالتنامه طلاق نموده و با تحریک بعضی از اقوام و مشاورین بدون اطلاع شخص حَکـَـم و اینجانب اقدام به گرفتن حکم طلاق از دادگاه نمودند.
اینجانب معتقد به دادن حق طلاق نبوده و فقط به توصیه حَکـَم و برای حفظ زندگی و دلگرمی همسرم به زندگی، وکالت حق طلاق را صادر و تحویل حَکـَـم دادم تا نزد ایشان به امانت بماند.
آیا از نظر شرعی همسرم مجاز به استفاده از این وکالتنامه بوده یا شرعاً این طلاق باطل بوده و همچنان ایشان همسر شرعی اینجانب می باشد؟
جواب : چنانچه وکالت در طلاق در ضمن عقد لازم مانند تملیک سه دانگ خانه به ایشان صورت گرفته باشد، چنین شرطی صحیح و نافذ می باشد و قابل رجوع نمی باشد؛ اما اگر تنها عقد وکالت در طلاق باشد، از آنجا که وکالت عقد جایزی است، رجوع از آن جایز می باشد.
طلاق حاکم شرع
سوال : احتراماً معروض می دارد با توجه به حدیث نبوی «الطلاق بید من أخذ الساق» و همچنین فتاوی معتبر در منابع فقهی (تحریرالوسیله - حدائق الناصره- جواهر الکلام و شرح لعمه) مبنی بر گرفتن مالی به واسطه آزار زوجه توسط زوج و بذل مهریه از سوی زوجه به زوج جهت طلاق بر زوج حرام است و اگر طلاقی نیز بدین صورت جاری شود فی النفسه رجعی بوده و نه خلع و با عنایت به اینکه قبول بذل ماهیتاً ایقاع بوده و در ید زوج می باشد ، آیا می توان طبق قاعده فقهی الحاکم ولی الممتنع در صورت مکره بودن زوج از پذیرش بذل ، زوج را مجبور به قبول بذل و فی الواقع انجام فعل حرام (گرفتن مال از زوجه جهت طلاق به واسطه ایذا و اذیت) نمود و آیا طلاق این چنین (اجبار در قبول بذل، توسط حاکم و مألاً طلاق خلع) شرعاً صحیح می باشد یا خیر؟
جواب : در صورت وجود مسوغ شرعی برای طلاق حاکم شرع ، طلاق حاکم طلاق بائن خواهد بود و چنانچه مقصود مطلب دیگری است ، به صورت روشن سؤال شود تا پاسخ آن بیان گردد.
طلاق زن حامله
سوال : اینجانب خانمی هستم که شوهرم مرا در حالی که هیچ نشانی از حاملگی نبود طلاق داد و بعد از آن معلوم شد که من در زمان طلاق حامله بوده ام ، آیا این طلاق صحیح است؟
جواب : بله ، صحیح است.
رجوع زوج
سوال : اينجانب يک سال پيش ازشوهرم که به 16 سال حبس محکوم شده است با وکالت محضری در طلاق از او در دادگاه طلاق خلع گرفتم ، ولی قبل از تمام شدن عده با اصرار و التماس شوهرم و تهديد به خودکشی ، بدون برگردادن مهريه يا بذلی و با گرفتن تعهداتی از او رجوع کرديم ، اما بعد از رجوع به هيج کدام از تعهداتش عمل نکرد و از نظر نفقه و مسئوليت همسری هيچ گونه تعهدی نسبت به من ندارد و حتی چون شاغل هستم ،خرج خودم و حتی او را می دهم و کليه ما يملک که از آن استفاده مي کنيم از آن من است در صورتي که ايشان استطاعت مالی متوسطی دارد. مي خواهم بدانم با اين شرايط رجوع ما صحيح بوده و اگر شرعی بوده آيا من مي توانم با وکالت قبلی که از ايشان دارم به محضر مراجعه کرده و طلاق بگيرم؟
جواب : رجوع شوهرتان در زوجيت بدون رجوع شما در بذل (آنچه به ايشان براى طلاق دادن داديد) صحيح نيست. و اما اگر شما در بذل رجوع كرده بوديد ، رجوع ايشان به زوجيت نيز صحيح است. شما در صورتی مى توانيد با استفاده از وكالتتان طلاق بگيريد که آن وکالت در طلاق مطلق بوده و مخصوص به ازدواج اول نباشد ؛ لیکن شما مى توانيد به حاكم شرع مراجعه كنيد تا او را وادار كند يا نفقه و ساير حقوق شما را بدهد و يا طلاق دهد و اگر از هر دو امتناع كرد ، خود قاضى طلاق مى دهد.
طلاق
سوال : در ضمن عقد نکاح، زوج به زوجه وکالت بلاعزل داده است که اگر زوج بدون رضایت زوجه همسر دیگری اختیار نماید، زوجه می تواند خود را مطلقه کند. زوج خانمی را نکاح(دائم یا منقطع) می نماید، لیکن قبل از دخول بر خانم دوم و پیش از آنکه زوجه اقدام به طلاق نماید، زوج خانم دوم را طلاق می دهد (یا به بذل مدت یا ...). آیا در شرایط مذکور، زوجه می تواند با استناد به وکالت ضمن عقد، اقدام به طلاق نماید؟(به نظر می رسد اقدام زوج به طلاق خانم دوم، به دلیل احراز مخالفت زوجه بوده است یا اصولا در نکاح خانم دوم، قصد زوجیت نبوده و صرفا به جهت رعایت مسائل شرعی در ارتباط با نامحرم، اقدام به نکاح زن دوم نموده است. پس از احراز مخالفت زوجه و مفاسد ناشی از آن در خانواده، تکرار نکاح از طرف زوج غیر قابل قبول به نطر می رسد)
جواب : شمول شرط مذکور نسبت به وکالت زوجه در طلاق خود تابع مقصود زوجین از شرط است.
احكام طلاق
سوال : در طلاق باین خلعی زوجه در دفترخانه حضور ندارد و به مردی وکالت با حق توکیل به غیر داده تا مهریه وی را به شوهرش بذل نماید و وی نیز سردفتر را وکیل در بذل مهریه به شوهر زن می کند. بفرمائید سردفتر صیغه طلاق را به چه شکلی ایراد کند ؟ لطفا اعراب گذاری فرمائید .
جواب : صیغه طلاق خلع در مفروض سؤال از این قرار است که در ابتداء به منظور بذل مهریه چنین گوید: "عَن قِبَلِ مُوَكِّلَةِ مُوَكِّلي فُلانة بَذَلتُ لِمُوَكِّلِي ما عَلَيه من المَهر لِيَخلَعَها ويُطَلِّقَها" ضمنا به جاي كلمه " فلانة" اسم زوجه را بياورد سپس به وکالت از زوج صیغه طلاق خلع را چنین انشا کند" زوجةُ موكِّلي طالق عَلى ما بَذَلَتْ"
یائسگی قبل از اتمام عده طلاق
سوال : خانمی قبل از اینکه عده طلاقش تمام شود یائسه شده است، آیا باید عده را تمام کند یا اینکه لازم نیست؟
جواب : لازم است مابقی شهور را تکمیل کند مثلا اگر یک بار بعد از طلاق حیض شده سپس یائسه شده است، دو ماه دیگر را باید صبر کند تا عدّه او تمام شود.
عده زنی که رحم خود را برداشته
سوال : آیا زنی که در سنّ حیض است و رحم خود را قبلاً بیرون آورده بود باید بعد از طلاق عدّه نگه دارد؟ عدّه وفات چطور؟
جواب : بله در هر دو فرض باید عده نگه دارد.
عده در ازدواج موقت
سوال : آیا در عقد موقت اگر زن قبل از تمام شدن مدت صیغه بدون این که با مرد رابطه ی بدنی داشته باشد پریود شود و بعد از آن هم رابطه ای نداشته باشد و بعد از تمام شدن مدت دوباره پریود شود عده اش تمام است؟
و یا حتما باید بعد از تمام شدن مدت صیغه دو بار پریود شود؟
جواب : اگر در زمان ازدواج دخولی صورت نگرفته باشد، نگه داشتن عدّه لازم نیست و اگر دخول صورت گرفته باشد باید بعد از تمام شدن مدت صیغه، دوبار عادت ماهیانه را بگذراند
تعریف نشوز
سوال : 1. منظور از نشوز چیست ؟
2. زن ناشزه به چه کسی گفته می شود ؟
3. راه اثبات نشوز در اسلام چگونه است ؟
4. ترک منزل بدون اطلاع و اجازه شوهر به دفعات و مدت طولانی و عدم حرف شنوی و تمکین از شوهر در این خصوص ، به نحوی که کار به دادگاه خانواده بکشد و منتهی به صدور حکم الزام به تمکین شود ، آیا رای دادگاه خانواده مبنی بر الزام به تمکین در حکم نشوز زوجه می باشد ؟
جواب : 1)نشوز به معنای سرپیچی زن یا مرد از انجام حقوق شرعی که بر عهده آنها نسبت به یکدیگر است ، می باشد .
2)نشوز زن به دو چیز محقق می شود 1-عدم تمکین جنسی و امتناع از همبستری 2-خروج وی از منزل بدون رضای زوج به گونه ای که تمرّد علیه زوج محسوب شود .
3)تشخیص این موارد با محاکم قضایی و طبق ادله اثبات شرعی می باشد .
4)در این جهت نیز لازم است به محکمه مراجعه شود .
طلاق حاكم
سوال : چنانچه حاکم زوجه را به دلیل عسر و حرج که منشاء آن کراهت زوجه باشد و مفارقت ایجاد شده طولانی که زوجه خود عامل آن بوده است مطلقه نماید؛ بدون موارد شش گانه طلاق بائن (غير بالغه ، غير مدخوله ، يائسه ، خلع ، مبارات‌ و طلاق‌ ثالث ) آیا باز هم اطلاق طلاق بائن به دلیل آن که حاکم منشاء صدور حکم است به طلاق مذکور جاری است ؟ آیا اصولاً این نوع طلاق صحیح می باشد ؟ در صورت صحت حکم طلاق نحوه اجرا و انشاء خطبه طلاق به چه نحو می باشد؟
جواب : طلاق حاکم در فرض مسئله صحیح و اصطلاحاً به آن طلاق بائن قضائی گفته می شود و چنانچه طلاق از باب شرط وکالت زوجه در حق طلاق خود باشد لازم است سر دفتر به نیابت از زوجه که وکالت از زوج دارد طلاق را اجرا کند و بگوید (عن قِبل موکلتی فاطمة زوجة أحمد هی طالق ) و یا (فاطمة موکلتی هی طالق ) و چنانچه طلاق از باب ولایت و حکم حاکم باشد به نیابت ازحاکم و وکالت از او طلاق را اجرا کرده و بگوید (عن قبل الحاکم فاطمة زوجة أحمد هی طالق )