- طهارت 1180
- پاكى و ناپاكى آب 673
- احكام خلوت 1
- استنجاء 0
- احكام جنابت 3
- أهل كتاب 14
- نجاسات 118
- آنكه در نماز از نجاست آن عفو شده است 2
- احكام میّت 193
- غسل 60
- وضو 73
- تيمم 21
- نماز 555
- وقتهاى نمازهاى روزانه و نافله هاى آنها 24
- قبله 11
- لباس نمازگزار 34
- مكان نمازگزار 26
- احكام اذان اقامه 14
- نيّت 5
- قيام 5
- قرائت 45
- سجده 36
- سجده سهو 3
- تشهّد 5
- سلام 1
- آداب و تعقيب نماز 6
- قنوت 8
- منافيات نماز 14
- نماز آيات 6
- نماز قضا 36
- اجير شدن 20
- نماز جماعت 101
- شك در نماز و افعال آن 2
- شكّ در ركعتها 1
- قضاى اجزاء فراموش شده 0
- نماز مسافر 83
- چيزهايی که سفر را می شکند 3
- برخى از نمازهاى مستحبّى 17
- كم و زياد بودن در نماز 0
- نماز میت 1
- رکوع 5
- نماز جمعه 28
- تكبيرة الاحرام 1
- روزه 318
- زكات 18
- خمس 228
- مصرف خمس 21
- موارد وجوب خمس 117
- مسائل متفرقه خمس 29
- امر به معروف و نهى از منكر 33
- خرید وفروش 377
- كسب های حرام 123
- ريش تراشيدن 24
- آداب تجارت 7
- شرايط فروشنده و خريدار 4
- شرايط عوضين 5
- دادن جنس و گرفتن وجه 6
- نقد و نسيه 19
- معاملات صرافى ( بيع صرف ) 1
- فروش ميوه ها و سبزيجات 0
- ربا 39
- خروج از ملکیت مالک به سبب یکی از نواقل 4
- شروط تجارت 13
- معاملات سفهی 1
- خرید وفروش طلا 6
- بيع فضولی 3
- حق به هم زدن معامله (خيار) 37
- ضمان در خريد وفروش 11
- اجاره 66
- وصيّت 37
- احكام وصيت 16
- موصى 1
- وصيت شده 1
- مسائل متفرقة 327
- استمناء 6
- مكارم اخلاق 8
- مزارعه ومساقات 2
- شركت 22
- تقاصّ كردن 2
- عاريه و وديعه 0
- حواله 0
- حجر ( ممنوع تصرف در مال ) 4
- صدقات 15
- رقص در اماکن متبرکه 0
- سحر و جادو و نظائر آنها 3
- اشياء گمشده 2
- حكم مال مجهول مالك 6
- مسائل مخصوص به تفسير 2
- احكام غرب زمين 0
- كار كردن در ادارات رسمى 3
- كشتن حشره ها 1
- تربت حسينى 0
- ياد گرفتن احكام 1
- حقوق ديگران 22
- وسواس 2
- نسب ها 7
- مدح ديگران 0
- بر پائى عيد و جشن 0
- دعا 8
- تاريخ 0
- صحت بعض كتابها و احاديث 7
- بعض مستحبات 5
- نصايح 7
- حيوان گمشده 0
- کامپیوتر و اینترنت 11
- نقاشی و مجسمه سازی 2
- احکام مساجد 28
- ارتباط با نامحرم در فضای مجازی 1
- حقوق معنوی 19
- توبه 7
- یارانه ها 1
- ماهواره 3
- تقلب 6
- رعایت قوانین حكومت اسلامی 16
- دعا 1
- احكام كفار 13
- سرقت و دزدی 6
- سیگار کشیدن 5
- صله رحم 7
- جنون 1
- اسراف 1
- حقوق والدین 7
- قرض و دين 62
- ازدواج 656
- احكام ازدواج 54
- احكام زناشويى 35
- آداب وسنن ازدواج 2
- جلوگیری از بارداری 9
- اولياى عقد 54
- اسباب محرميت 22
- رضاع (شير دادن) 2
- ازدواج مؤقت 59
- مهر 73
- احكام فرزندان 35
- نفقه 25
- عيبها وشرطها كه موجب فسخ شود 37
- محارم 9
- حقوق زوجین 43
- شروط ازدواج 32
- نزدیکی از پشت 7
- نزدیکی در زمان قاعدگی 6
- نشوز 8
- محرمات 28
- روابط زن و مرد 102
- زینت 18
- مسائل جنسى 11
- حجاب 15
- احكام لمس و نگاه کردن 29
- مسائل متفرقه ازدواج 5
- طلاق 149
- نذر 24
- غصب 11
- احياء موات 0
- صيد و ذباحه 24
- خوردنيها وآشاميدنيها 67
- ارث 87
- قصاص و ديات 77
- ديه نفس 8
- دیه جنین 5
- موجبات ضمان 8
- تغليظ دیه 3
- قسامه 7
- مسائل اعتقادى 87
- حج 247
- اصول و قواعد فقهی 11
- مضاربه 22
- وقف 156
- هدیه 31
- حدود 58
- جهاد 1
- اداری 16
- ادارات 14
- عهد و قسم 11
- بیت المال 1
- بهتان 1
- صلح 11
- جعاله 3
- تهمت 0
- قضاء 49
- رشوه 6
- شهادات 13
- رهن 17
- اقرار 6
- تقليد 88
- علم رجال 4
- مسائل اجتماعى 13
- وکالت 29
- مسائل مستحدثه 176
- قرآن کریم 16
- ودیعه 3
- ضمان 18
1ـ رابطه محرمیت این کودک با ملاعن چگونه است؟ آیا در صورتی که کودک دختر باشد، در آینده می تواند با او ازدواج کند؟
2ـ رابطه محرمیت این کودک با بستگان نسبی و رضاعی و سببی مرد لاعن چگونه است؟ آیا می تواند این دختر با برادران مرد لاعن یا پدران او ازدواج کند؟
3ـ در صورتیکه مرد پس از ملاعنه و نفی ولد پشیمان گردد و رجوع کند، رابطه محرمیت این کودک با ملاعن و بستگان نسبی و رضاعی و سببی این مرد چگونه است؟
2) این کودک با بستگان مرد ملاعن محرم نیست و می تواند با آن ها ازدواج کند.
3) در صورتیکه واقعاً فرزند این مرد باشد یعنی مرد بین خود و خدای خود او را فرزند خود می داند، با بستگان آن مرد نیز محرم است.
2) اشکال ندارد.
3) اگر این عمل مستند به یکی از کتب مقتل باشد و با رعایت حرمت شعائر باشد، اشکال ندارد.
در عقدنامه نکاح، شرط ضمن عقد شده که اگر زوج همسر دیگری بدون رضایت زوجه اختیار کند، حق طلاق برای زوجه ایجاد گردد، حال اگر زوج اقدام به عقد موقت نماید، آیا مشمول این شرط است یا این شرط منصرف به عقد دائمی است و شامل عقد موقت و صیغه نمی شود؟
ظاهراً چنین شرطی مطلق است و شامل عقد موقت هم می شود؛ مگر قرینه ای بر انصراف به عقد دائم باشد.
اینجانب به علت تهدیدهای مکرر و همیشگی همسرم بعد از گذشت چهار سال از ازدواجم، اقدام به بخشش کل مهریه خود به میزان صد و چهارده سکه تمام بهار آزادی در قبال طلاق توافقی و خلعی در حق وی نموده ام. تا اینکه پس از اجرای صیغه طلاق و مطالبه طلاق نامه و پرس و جو مطلع شده ام که از رجوع خود به مابذل نیز نادانسته و نفهمیده و بدون این که از معنی این واژه و تبعات این کار مطلع باشم، صرف نظر نموده ام. حال با عنایت به شرح ماوقع از آن مرجع عالیقدر سؤالاتی دارم:
1- آیا اساساً از نظر موازین شرعی، رجوع به ما بذل حکم تلقی می گردد یا حق است؟
2- آیا در زمان اخذ گواهی عدم امکان سازش و اجرای صیغه طلاق توافقی، رجوع به مابذل از سوی زوجه قابل اسقاط است یا خیر؟
3- در صورت حکم تلقی شدن رجوع به مابذل و قابل اسقاط نبودن آن از سوی زوجه در زمان اخذ گواهی عدم امکان سازش و اجرای صیغه طلاق خلقی توافقی، فرصت زمانی که اینجانب برای رجوع به مابذل و مطالبه مهریه خود دارم، چقدر است؟
1) رجوع به مابذل در طلاق خلعی، حکم است.
2) قابل اسقاط نیست.
3) فرصت تا زمان انتهای عده است.
آيا طلاق با ثبوت عسر و حرج و تشخيص آن توسط قاضی در صورتی که زوجه مهریه خود را نبخشد از نوع بائن است یا رجعی و صیغه آن طبق نظر معظم له چیست؟
طلاق حاکم از نوع بائن است و چنانچه طلاق از باب شرط وکالت زوجه در حق طلاق خود باشد لازم است سر دفتر به نیابت از زوجه که وکالت از زوج دارد طلاق را اجرا کند و مثلاً بگوید (عن قِبل موکلتی فاطمة زوجة أحمد هی طالق) و یا (فاطمة موکلتی هی طالق) و چنانچه طلاق از باب ولایت و حکم حاکم باشد به نیابت ازحاکم و وکالت از او طلاق را اجرا کرده و مثلاً بگوید (عن قبل الحاکم فاطمة زوجة أحمد هی طالق).
اگر در طلاق خلعی توافقی در داگاه، زن حق رجوع به مابذل در ایام عده شرعی را از خود اسقاط نماید:
1- چنین توافق و شرطی صحیح است؟
2- اگر سردفتر چنین طلاقی را در حضور عدلین اجرا نماید، طلاق صحیح بوده است؟
1) چنانچه شرط عدم رجوع زوجه از بذل مهر به صورت شرط نتیجه بوده (به این صورت که حق رجوع در بذل نداشته باشد) نافذ نیست زیرا که خلاف شرع است، ولی اگر به صورت شرط فعل باشد (به این صورت که عملاً رجوع نکند) نافذ است ولیکن اگر رجوع کند و زوج هم علم به آن پیدا کند در زمان عده صحیح است و طلاق رجعی می شود.
2) اگر شرط عدم رجوع به صورت شرط فعل بوده، اجرای طلاق صحیح می باشد ولیکن در صورت رجوع کردن از بذل و علم زوج به آن در عده، طلاق رجعی می شود.
اگر در طلاق خلعی توافقی در دادگاه، زن حق رجوع به ما بذل در ایام عده شرعی را از خود اسقاط نماید:
1- آیا چنین توافق و شرطی صحیح است؟
2- آیا اگر سردفتر چنین طلاقی را در حضور عدلین اجرا نماید، طلاق صحیح بوده است؟
1) حق رجوع زن، حکم شرعی است و قابل اسقاط نمی باشد.
2) طلاق علی کل حال صحیح است؛ لیکن حق رجوع هم برای زن باقی است و اگر رجوع کند، طلاق مبدل به رجعی می شود.
با بذل مهريه از طرف زوجه و اخذ رضايت زوج، صيغه شرعی طلاق جاری شده و مراحل قانونی آن نيز به پايان رسيده است. قبل از اتمام عده طلاق، زوجه به ما بذل رجوع نموده است، بدون آنكه زوج از اين رجوع اطلاع پيدا كند. با عنايت به آنكه زوجه پس از اتمام عده، اقدام به مطالبه مهريه خود كه از بذل آن رجوع نموده كرده است، آيا بر اين رجوع كه بدون اطلاع زوج صورت پذيرفته است اثری مترتب می باشد؟ به عبارت ديگر آيا زوجه با اين رجوع، استحقاق مهريه را مجدداً پيدا می كند؟
در فرض مسئله، چنین رجوعی از جانب زوجه لغو می باشد و اثری بر آن مترتب نیست و زوجه استحقاق مهریه را پیدا نمی کند.
با توجه به مسئله 1487 جلد دوم منهاج الصالحین در باب طلاق خلع و مبارات در صورت اجرای طلاق خلعی، با حصول رجوع زن مختلعه به مبذول در اثنای مدت عده و اعلام و اطلاع آن مرد و با عدم رجوع مرد به نکاح سابق در مدت باقی مانده عده، بدون وجود هیچگونه مانع شرعی، آیا زن مستحق مبذول می باشد و حق مطالبه آن را دارد؟
بله، حق مطالبه دارد.
برخی کشور ها نهادی بنام تفریق "جسمانی" مشابه آنچه در شرع مقدس به عنوان طلاق رجعی مطرح است تأسیس کرده اند که طبق نظر دادگاه در صورت بروز اختلاف خانوادگی و فاحش و توأم با عسر و حرج به مدت 3 تا 5 سال حکم تفریق جسمانی می دهند یعنی با وجود بقاء علقه زوجیت، زوجه را الزام به تفریق می کنند تا فهم درستی از طلاق و عواقب آن پیدا کند و اگر بعد از اتمام زمان ، تمایل به بازگشت به زندگی مشترک حاصل شد با حکم دادگاه بر می گردند و اگر هم به نتیجه نرسیدند نهایتاً با حکم دادگاه طلاق عملی صادر می شود. واین نهاد در کاهش طلاق در آن کشورها موفق بوده و در صد قال توجهی از طلاق را از بین برده است. با توجه به مشکلات طلاق های موجود و افزایش روز افزون آن خواهشمند است پاسخ موارد ذیل را مشخص فرمایید:
1. با توجه به مفاسد بسیار زیاد طلاق و مصلحت عمومی جامعه اسلامی ، آیا حکومت اسلامی می تواند برای جلوگیری از این مفاسد زوجین را به تفریق جسمانی الزام کند؟
2. آیا بر اساس نیاز شدید و مصلحت عمومی جامعه و لزوم پیدا کردن راه حل مناسب برای طلاق در فقه شیعه می توان در عدّه طلاق رجعی زوجین را به همین مدت از هم دور نگه داشت تا درک درستی از طلاق و عواقب بعد از آن پیدا کنند ( مثل قطع ارتباط جنسی و حکم به مسکن جداگانه و عدم الزام پرداخت نفقه در این مدت)؟ آیا با رضایت زوجین و نظر دادگاه امکان افزایش عده در طلاق رجعی به بیش از مدت عدّه وجود دارد؟
2. دور نگه داشتن زوجین در عده طلاق رجعی و افزایش عده مشروع نیست.
متاسفانه همسرم با بدست آوردن آدرس دفترخانه و مراجعه به آن رأساً اقدام به دریافت یک نسخه از وکالتنامه طلاق نموده و با تحریک بعضی از اقوام و مشاورین بدون اطلاع شخص حَکـَـم و اینجانب اقدام به گرفتن حکم طلاق از دادگاه نمودند.
اینجانب معتقد به دادن حق طلاق نبوده و فقط به توصیه حَکـَم و برای حفظ زندگی و دلگرمی همسرم به زندگی، وکالت حق طلاق را صادر و تحویل حَکـَـم دادم تا نزد ایشان به امانت بماند.
آیا از نظر شرعی همسرم مجاز به استفاده از این وکالتنامه بوده یا شرعاً این طلاق باطل بوده و همچنان ایشان همسر شرعی اینجانب می باشد؟
و یا حتما باید بعد از تمام شدن مدت صیغه دو بار پریود شود؟
2. زن ناشزه به چه کسی گفته می شود ؟
3. راه اثبات نشوز در اسلام چگونه است ؟
4. ترک منزل بدون اطلاع و اجازه شوهر به دفعات و مدت طولانی و عدم حرف شنوی و تمکین از شوهر در این خصوص ، به نحوی که کار به دادگاه خانواده بکشد و منتهی به صدور حکم الزام به تمکین شود ، آیا رای دادگاه خانواده مبنی بر الزام به تمکین در حکم نشوز زوجه می باشد ؟
2)نشوز زن به دو چیز محقق می شود 1-عدم تمکین جنسی و امتناع از همبستری 2-خروج وی از منزل بدون رضای زوج به گونه ای که تمرّد علیه زوج محسوب شود .
3)تشخیص این موارد با محاکم قضایی و طبق ادله اثبات شرعی می باشد .
4)در این جهت نیز لازم است به محکمه مراجعه شود .